به نام خدا
توضيحات شوراي نگهبان در مورد ازدياد مهريه:
ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی در شنبه شانزدهم آبان 1388
|
پزشكان و دانشمندان محيط زيست عراق با ارسال نامهاي به سازمان اعلام كردند تعداد كودكاني كه در نتيجه استفاده از سلاحهاي غيرمتعارف، ناقصالخلقه متولد ميشوند، افزايش يافته است.

به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري "شام پرس " در نامه پزشكان و دانشمندان محيط زيست عراق آمده است كه بدليل استفاده آمريكا از سلاحهاي ممنوعه از جمله اورانيوم ضعيفشده و فسفر سفيد، تعداد كودكاني كه ناقصالخلقه و يا مبتلا به سرطان به دنيا ميآيند، افزايش يافته است.
در اين نامه آمده است كه از مجموع 170 كودكي كه در ماه سپتامبر گذشته متولد شدند، 24 درصد آنها منجر به مرگ در طول يك هفته شد و 75 درصد آنها نيز ناقصالخلقه به دنيا آمدند و اين در حالي است كه اكثر كودكان فلوجه بدون سر يا با دو سر و يا با يك چشم در وسط پيشاني و يا حتي با اعضاي ناقص بدنيا مي آيند و بيشتر آنها پس از مدت كوتاهي از تولد ميميرند و آنهائي كه زنده ميمانند بيشتر به بيماريهاي سرطان از جمله سرطان خون مبتلا ميشوند.
در اين نامه به نقل از مسئولان يكي از قبرستانها نوشته شده است كه روزانه چهار تا پنج كودك در اين قبرستان دفن ميشوند كه بيشتر آنها ناقصالخلقه هستند.
در اين نامه از سازمانهاي بينالمللي خواسته شده است تا كميته بيطرفي براي تحقيق در مورد افزايش تولد كودكان ناقصالخلقه و مبتلا به بيماريهاي سرطان در عراق تشكيل شود

نوشته شده توسط علی در جمعه پانزدهم آبان 1388
|
اينجانب صادق لاريجاني (آملي) در سال 1339 هجري شمسي در نجف اشرف ديده به جهان گشودم. پدرم مرحوم آيت الله العظمي حاج ميرزا هاشم آملي «قدس سره» از اعاظم فقهاء و مراجع نجف اشرف و قم بودهاند كه شاگردان بسياري در اين دو شهر بزرگ علم و تقوا پروراندهاند. مادرم صبيّه مرحوم آيت الله العظمي حاج سيّد محسن اشرفي «قدس سره» است كه ايشان از بزرگان شهر اشرف (بهشهر) بود و در آن شهر سمت رياست و مرجعيت داشت و از شاگردان مبرّز مرحوم آخوند خراساني «قدس سره» محسوب ميشد كه به علت انزوا طلبي، نام چنداني از خود باقي نگذاشته است.
قريب يكسال و اندي داشتم كه مرحوم والد از نجف اشرف به شهر قم نقل مكان نمودند و بساط تدريس در اين شهر گشودند.
تحصيلات اوليه: از سال 1345 تا 1356 در مراحل دبستان و دبيرستان به دروس جديد اشتغال داشتهام و بحمدالله در همة اين سطوح، درسها را با موفقيّت تمام به پايان بردهام و كمتر اتفاق ميافتاد كه رتبة اوّل را حائز نباشم.
نيك به خاطر دارم كه از سال اوّل دبيرستان مسير تحقيقم از درسهاي معمولي دبيرستان، بسيار فراتر رفت و كتابهاي متعدّد دانشگاهي در رشتة رياضي را خود بدون كمك استاد فراگرفتم. مثل:Precalculus نوشتة Serge lang و دو مجلّد Calculus نوشتة Tom. Apostol و Mathematical Analysis نوشتة Rudin و Measure Theor نوشته Monro و همه اينها قبل از وارد شدن به سال چهارم دبيرستان بود.
و با فراهم آمدن بورس تحصيلي از دانشگاه صنعتي شريف، عازم تحصيل در يكي از كشورهاي غربي بودم كه ناگهان زندگيم چرخش تمام پيدا كرد و انديشه و شوق تحصيل در علوم و معارف اسلامي و دنبال كردن مسير تحقيقات فقهاء و مجتهدان و فيلسوفان اسلامي، حركتي ديگر را باعث شد. علل اين شوق و انديشه جديد خود داستان عجيبي دارد كه اينجا مجال بيان آن نيست.
تحصيلات علوم اسلامي:
به هر حال با تغيير مسير علمي و في الواقع تغيير مسير زندگيام، از سال 56 وارد عالم طلبگي شدم و با ولع و اشتياق فراوان علوم رسمي حوزه را فراميگرفتم، و در كنار آنها با مباحث فيلسوفان غربي هم آشنا ميشدم.
اكثر درسهاي دوره مقدمات و سطح حوزه را با اساتيدي مبرز و عمدتاً به طور خصوصي طي كردم . بحثهاي خارج اصول و فقه را از محضر مرحوم والد آيت الله العظمي ميرزا هاشم آملي«قدس سره» و آيت الله العظمي حاج شيخ حسين وحيدي خراساني دامت بركاته كه افتخار دامادي ايشان را هم دارم، استفاده بردهام. فلسفه اسلامي را نيز مدّتي در نزد آيت الله جوادي آملي و آيت الله حسنزاده آملي استفاده كردم.
از حوالي سال 1368،پس از تدريس بسياري از كتب سطح ، به تدريس خارج اصول و پس از مدّتي به تدريس خارج فقه پرداختهام و بحمدالله تاكنون مشغول به اين دو بحث هستم.
در جريان انقلاب در كنار مرحوم والد، در پارهاي اقدامات شركت جستهام و پس از چندي حس كردم تهاجم فرهنگي غرب كمي از تهاجم نظامي آن ندارد و لذا در حد وسع خويش و با بضاعتي مزجاه همّ خويش را در مقابله با اين تهاجم فرهنگي قرار دادم. تهاجمي كه ايمان مردم را هدف گرفته و قطعاً در راستاي اهداف شوم استعماري است. چون نيك ميدانند اين كشور اسلامي با ايمان مردم زنده مانده است نه تجهيزات مادي و اقدامات نظامي.
مدتهاست كه رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنهاي دام ظله با بيانات مختلف به اين خطر عظيم اشاره كردهاند و اخيراً هم با بياني صريح و رسا به افشاء آن پرداختهاند.
علاوه بر تدريس خارج فقه و اصول در حوزه علمية قم و نگاشتن كتابها و مقالاتي در باب مباحث جديد كلامي چند سال است كه به عضويت هيئت علمي دانشگاه قم در آمده ام و به طور منظم در دانشگاه تربيت مدرس قم در سطح كارشناسي ارشد و دكترا، كلام جديد و فلسفه تطبيقي تدريس ميكنم. و در دانشگاه رضوي مشهد، هم پاره اي از پژوهشهاي فقهي و فلسفي را سرپرستي ميكنم. آثار قلمي اينجانب برخي به طبع رسيده است كه عمدهترين آنها عبارت است از:
1. فلسفة اخلاق در قرن حاضر، نوشته وارنك اين كتاب ترجمهاي است از Contemporay moral philosophy كه با تعليقات مبسوط اينجانب به طبع رسيده است. انتشارات علمي فرهنگي، تهران، 1362.
2. انسان از آغاز تا انجام، نوشتة علامه سيّد محمّد حسين طباطبايي، اين كتاب ترجمهاي است از (كتاب الانسان) كه با تعليقات مبسوط اينجانب همراه است. انتشارات الزهراء، تهران چاپ دوم، 1371.
3. سرماية ايمان، ملا عبدالرزاق لاهيجي تصحيح اين كتاب توسط اينجانب صورت گرفته است. انتشارات الزهراء، تهران، چاپ سوم 1372.
4. معرفت ديني، نقد نظريّة قبض و بسط تئوريك شريعت، مركز ترجمة و نشر كتاب تهران، 1370
5. قبض و بسط در قبض و بسطي ديگر، مركز ترجمه و نشر كتاب، تهران 1372
6. واجب مشروط، انتشارات كنگرة شيخ انصاري «قدس سره» 1374
7. فلسفة تحليلي، دلالت و ضرورت، انتشارات مرصاد، قم،
كتابهاي زير در حال تدوينند:
8. مكتوباتي در حسن و قبح عقلي و قاعدة ملازمه، انتشارات مرصاد
دين و اخلاق، (ترجمه از انگليسي) انتشارات مرصاد
9. فلسفة تحليلي، تئوريهاي معناداري
10. فلسفة تحليلي، فعل گفتاري
11. زبان دين
12. براهين اثبات واجب، برهان وجودي
13.قلمرو دين
14. مباني كلامي فلسفي حكومت ديني
15. فلسفة اخلاق
علاوه بر كتابهاي فوق مجموعة متعددي از مقالات كلامي، فلسفي در مجلات مختلف همچون نقد و نظر و كيهان فرهنگي و ماهنامة صبح و ... به طبع رساندهام.
در فقه و اصول، تقريباً تمامي درسهايي راكه شركت جستهام تقرير كردهام و به علاوه دو مجلّد در علم اصول از ابتدا تا مبحث مشتق به عربي نگاشتهام و رسالهاي مبسوط در صلوه مسافر به شكل شرحي بر عروه الوثقي تصنيف نمودم كه تتمهاي از آن باقي مانده است .
در سال 1377بعنوان نماينده دوره سوم مجلس خبرگان از استان مازندران به مجلس خبرگان راه يافتم، و در سال 1380 با حكم مقام معظم رهبري بعنوان عضوي از فقهاي شوراي نگهبان منصوب گشتم و حكايت همچنان باقي است ...
منبع :خبر گزاری فارس

نوشته شده توسط علی در جمعه پانزدهم آبان 1388
|
واخواهي حاصل مصدر واخواندن است که در لغت به معناي عمل اعتراض مي باشد.(1) که واخواست نيز از آن مشتق شده است.اما اصطلاح واخواهي (opposition) در قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني،تنها به شکايتي گفته مي شود که محکوم عليه غائب نسبت به حکم غيابي مطرح مي کنند.بنابراين اصطلاح اعتراض در حقوق، مفهومي اعم و فراتر از واخواهي دارد.
بررسي سابقه تاريخي واخواهي در ايران: قبل از ورود به بخش اصلي لازم است مسير تکامل واخواهي در حقوق ايران را بررسي کنيم. از زمان حکومت قانون اصول محاکمات حقوقي مصوب 1329 قمري (1290 شمسي) تا سال 1331 شمسي علاوه بر حکم غيابي ،قرار غيابي نيز پيش بيني شده و آراي غيابي ،درهرحال قابل اعتراض دردادگاه صادره کننده آن بود.در اصلاحات سال 1331 (لايحه قانوني اصلاح قانون آئين دادرسي مدني)وصف غيابي به احکام اختصاص يافت و قابليت اعتراض تمام احکام غيابي در دادگاه صادره کننده آن تا سال 1349 ادامه داشت.بنابراين درپی اقامه دعوا و رسيدگي چنانچه خوانده به موجب حکم غيابي محکوم مي گرديد، مي توانست نسبت به حکم اعتراض نمايد.پس از اعتراض به حکم ،دادگاه صادره کننده ، با توجه به اعتراضات معترض و پاسخ احتمالي معترض عليه ،نسبت به رسيدگي و صدور راي اقدام مي نمود و بالاخره پس از صدور راي در مرحله واخواهي ،محکوم عليه راي مزبور علي القاعده حق داشت نسبت به آن درخواست پژوهش نمايد.که در اين مرحله نيز مرجع پژوهش ،با لحاظ شکايت پژوهشي و پاسخ احتمالي پژوهش خوانده،نسبت به رسيدگي و صدور راي اقدام مينمود.در قانون اصلاح بعضي از مواد قانون آئين دادرسي مدني در سال 1349 با توجه به مواد 174و175 اصلاحي حق واخواهي تنها نسبت به آن دسته از احکام غيابي پيش بيني گرديد که قابل پژوهش نباشد.اين ترتيب که با الهام از حقوق فرانسه مقرر شده بود ،علاوه بر اين که حق محکوم عليه غالب را در شکايت از حکم محفوظ مي داشت،از اطاله دادرسي و تاخير در صدور راي قطعي تا اندازه قابل توجهي جلوگيري مي نمود.اين رويه تا سال 1364 ادامه داشت .در اين سال قانون تشکيل دادگاههاي حقوقي يک ودو به تصويب رسيد و درماده 10آن تصريح شد که(( در مورد احکام غيابي محکوم عليه غايب اعتراض دارد....)) در نتيجه قانونگذار ،به مقررات سال 1329 قمري که البته تا سال 1349 شمسي معتبر بود بازگشت. قابليت اعتراض کليه ي احکام غيابي در ماده 305 قانون آئين دادرسي مدني مصوب 21/1/1379 نيز تصريح شده است که موضوع اين مقال بررسي مواد 305 تا 308 قانون مزبور مي باشد. واخواهي کدام قسمت از دادرسي را تشکيل مي دهد؟ در حقوق فرانسه در موراد نسبتا نادري که حکم ،غيابي شمرده مي شود(2) براي محکوم عليه غايب، حق اعتراض پيش بيني شده است و قابل توجه است که در آن جا تصريح مي شود، که واخواهي مرحله ي جديدي را به وجود نمي آورد، بلکه همان مر حله است که دوباره آغاز مي شودو به همين علت به جاي اصطلاح ((مرحله قبلي ))اصطلاح ((مقطع قبلي )) به کار مي رودکه نشان دهنده اين امر است که مقطع قبلي و مقطع واخواهي،تواماً مرحله نخستين را تشکيل مي دهند(3)اما در حقوق ايران،همواره واخواهي ((مرحله))شمرده شده است(4) از چه آرايي مي توان واخواهي کرد؟ به صراحت ماده 305 قانون آئين دادرسي مدني تنها از احکام، آن هم احکام غيابي مي توان واخواهي کرد. اما حکم غيابي چيست؟ به موجب ماده 303
ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی در شنبه نهم آبان 1388
|
سرپرست دادسراي امور جنايي تهران گفت: قاضي منصوري براي صلح ميان خانوادهاي كه بر سر ارثيه 40 ميليارد توماني اختلاف داشتند، در محل حادثه حضور داشت كه به قتل رسيد.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، ساعت 6 بعد از ظهر روز پنجشنبه 30 مهر امسال مأموران كلانتري ولنجك از وقوع يك تيراندازي در اين حوالي با خبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه دريافتند 5 زن و مرد بر اثر شليك گلوله به شدت زخمي شده و به قتل رسيدهاند و فرد قاتل از محل حادثه گريخته است.
جعفرزاده، سرپرست دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت: تحقيقات نشان داد محمد منصوري، رئيس شعبه 608 شوراي حل اختلاف ولنجك نيز در محل حادثه به قتل رسيده است.
وي ادامه داد: تحقيقات نشان داد پيرزن صاحبخانه از قاضي منصوري خواستهاست تا به همراه وي و فردي امين و همچنين وكيل اين زن و 2 دختر و داماد وي به خانه اين فرد برود.
وي افزود: اين جلسه قرار بود تا درباره اختلاف خانوادگي بر سر ارثيه 40 ميليارد توماني بحث شود و منصوري بين اين افراد صلح برقرار كند.
جعفرزاده گفت: در اين جلسه، مرد 57 ساله متهم به قتل فرزند اين زن متوجه ميشود كه مادرش با همدستي 2 خواهرش مقدار زيادي از اسناد خانوادگي را به اسم خود كردهاند.
وي افزود: اين فرد عصباني شده و به داخل اتاقي رفته است. سپس با يك قبضه سلاح به بيرون از اتاق آمده و اين افراد را به قتل رسانده و سپس از محل متواري شده است.
وي ادامه داد: منزل اين فرد در حوالي ولنجك شناسايي شد و مشخص شد اين فرد قصد دارد تا به زندگي خود پايان دهد و عدهاي را نيز بكشد كه با انجام عمليات رواني ويژه اين فرد در ساعت 11 صبح جمعه دستگير شد.

نوشته شده توسط علی در شنبه دوم آبان 1388
|